"دی نیوز":امام خامنهای با یادآوری وقایع تلخ فتنه ۸۸ فرمودند:"این فتنه، صرفا منحصر به حضور عدهای افراد در خیابانها نبود، بلکه ناشی از یک بیماری بود که با اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود، و به یک حضور عظیم مردمی نیاز داشت، که چنین هم شد."
از خصوصیات "بیماری" این است که همیشه احتمال عود مرض در صورت نقص یا عدم کارکرد مناسب سیستم ایمنی وجود دارد.اگر فتنه ۸۸ را به فرموده رهبر معظم انقلاب یک بیماری تاریخی در نظر بگیریم، بررسی عوامل موفقیت سیستم در شکست و درمان آن، نه تنها برای ثبت در تاریخ پر فراز و نشیب میهمن اسلامی مان و استفاده آیندگان مفید خواهد بود بلکه به عنوان راهکاری مدون برای مبارزات سایر ملت های مسلمان منطقه که ایران را به عنوان الگویی مقتدر و پیشتاز می شناسند،نیز مثمر فایده خواهد بود.
"مردمیکی از منابع مهم قدرت سیاسی در هر جنبشی محسوب می شوند. آن ها مهارت های خود را به طور رایگان در اختیار جنبش می گذارند و به گسترده تر شدن صفوف آن کمک می کنند. داوطلبان، پیاده نظام جنبش خشونت پرهیزاند و جنگجویانی هستند که در نهایت جنبش را به پیروزی می رسانند."
جملات بالا اولین درس مطرح شده در کتاب مبارزه خشونت پرهیز،راهنمای انقلاب های مخملی جین شارپ است.شاید امروز که مرحله گذار از فتنه را نیز پشت سر گذاشته ایم، کسی به اهمیت درک همگانی افراد جامعه، از استراتژی دشمن توجه نداشته باشد اما این موضوع اکنون که در آستانه انتخاباتی دیگر قرار داریم با در نظر گرفتن شرایط حساس منطقه و جهان پیرامون،ضروری می نماید.
سه منبع اصلی برای انقلاب مخملی عبارتند از منابع انسانی،منابع مالی و زمان.منابع انسانی برای ایجاد توانایی سازماندهی و انجام حرکات عمومی مهم می باشند و دسترسی به منابع مادی یک جنبش را قادر می سازد که حتی تحت سرکوب شدید نیز عملکرد مناسب داشته باشد. منبع سوم، زمان است که یک منبع محدود برای هر دو طرف درگیر در مناقشه و جهانشمول می باشد.
انقلاب سبزها از حمایت بازار و بازاریان وطنی چندان برخوردار نبود و در عوض تا آنجا که می توانست وابسته به کمک های بیگانگان بود و به این ترتیب بزرگ ترین ضربه را به بدنه خود وارد کرد چرا که تمام گروه های بین المللی و کشورهای خارجی منافع و اهداف خاص خود را دنبال می نمایند و بسیار مهم است که یک جنبش بی خشونت برای دسترسی و جذب سرمایه گذاران از اهداف منطقه ای خود دور نشود.البته این اولین بار نبود که با برملا شدن منابع تامین کننده نیازهای مادی یک جنبش، ماهیت و اهداف آن با شکست مواجه می شد.در انقلاب مخملی صربستان (اتپور ،۲۰۰۰)به هیچ یک از کارمندان و داوطلبین فعال شناخته شده حقوقی به طور علنی پرداخت نشد تا چهره های انقلاب، مردمی جلوه کنند و سوالی در اذهان عمومی در مورد نحوه بدست آوردن منابع مادی ایجاد نشود.
مسئله تعیین کننده بعدی زمان است.در مورد فتنه ۸۸،بعد از گذشت نزدیک به دو ماه از انتخابات و پذیرش شکست توسط سایر کاندیداهای شرکت کننده در انتخابات باز هم شاهد تقاضاهای مکرر موسوی و برخی هم فکران اش برای تشکیل اجتماعات به بهانه های مختلف بودیم.با توجه به این که این گروه از معترضین دیگر امیدی به تغییر نتیجه انتخابات نداشتند این سوال در اذهان عموم مردم ایجاد شد که هدف از این اقدامات چه بوده است؟اگر هدف تنها پیروزی در انتخابات آن هم با رای مردم بوده که این قضیه تمام شده است ولی اگر هدف از شرکت در انتخابات از ابتدا مطلب دیگری بوده باشد رفتار آقایان قابل توجیه است.تنها در این صورت است که مصاحبه نکردن اقای موسوی با خبرنگاران و اعلام موفقیت ایشان در انتخابات پیش از شمارش آراء توجیه پذیر است.زمان یک منبع محدود و غیر قابل بازیابی است. یک جنبش می تواند اعضای بیشتری بپذیرد یا پول بیشتری بدست آورد اما زمان از دست رفته غیر قابل بازیابی است.با برگزاری آرام و بدون مشکل مراسم تحلیف و تنفیذ احمدی نژاد عملا زمان مبارزه سبزها هم به پایان رسید.
حال رسیدیم به تنها عامل باقی مانده و مهم ترین حامی هر جنبش...مردم!مهمترین بخش بدنه انقلاب مخملی مردم هستند.امروز دیگر همگی به صورت عملی با تکنیک های عضوگیری و درگیر نگاه داشتن افراد جامعه آشنا هستیم.ایجاد درگیری های عاطفی بین مردم و رواج شایعات سیاه(اخبار کذب با منابع مخدوش عمدی) از مهمترین راهکارهای حفظ جمعیت هوادار می باشد و این بحرانی نیست که حاکمیت بتواند با بهره گیری از نیروهای امنیتی و نظامی کارآزموده،به جنگ اش برود.مردم دوست دارند که بخشی از یک امر مهم باشند و با توجه به این که همیشه گروهی از برخی سیاست های نظام صدمه دیده اند، جنبش اصلاح طلبی که توان دگرگون کردن جامعه را دارد می تواند از دید بسیاری از مردم امری مهم قلمداد شود. از این گذشته شرکت در یک جنبش می تواند تغییری در زندگی معمولا خسته کننده و کسالت بار مردم به وجود بیاورد.اما شرکت کنندگان در اجتماعات به اصطلاح آرام انقلابیون سبز مشاهداتی داشتند که موجب شد اکثر افراد ،حاضر به شرکت مجدد در خلق چنین صحنه هایی نباشند و حساب خود را از آشوبگران جدا کنند.شاید اگر فرماندهان جنبش سبز ضرورت خشونت پرهیز بودن اقداماتشان را رعایت می کردند، با ریزشی با این شدت روبرو نمی شدند.از طرفی زنگ های شکست جنبش سبز زمانی به صدا در آمد که بخشی از بدنه اجتماع که به هر دلیلی اعم از نارضایتی های صنفی یا بی عدالتی های اجتماعی و یا حتی تحث تاثیر تبلیغات جنجالی به نوعی حامی جنبش محسوب می شدند،با خواسته ها و اهداف رهبران انقلاب مواجه شدند که دیگر در ادعا نیز نمی توانستند یکدیگر را تحمل کنند.اتفاقات رخ داده در عاشوراء ۸۸ مسئله ای نبود که قاطبه ملت مذهبی ایران به سادگی از کنار آن عبور کنند.حمله به جایگاه مقام شامخ رهبری در جمهوری اسلامی که به اذعان دوست و دشمن از جایگاه کاریزماتیک و قدرتمندی در دل مردم برخوردار بوده و هستند کار را به جایی رساند که خود مردم در ۹ دی در نهایت جنبش سکولار سبز را ذبح کردند.
از دیگر مشکلات بزرگ انقلاب سبز رهبری آن بود. رهبران سیاسی، مذهبی و اجتماعی بزرگ در طول تاریخ غالبا این سه خصوصیت را دارا بودند:
• نمای آینده : که ممکن است در گستره وسیعی از حامیان مشترک باشد.
• قدرت شخصیت ( کاریزما ): شامل قدرت تصمیم گیری ، برانگیختگی و یافتن مقصد است.
• کنترل نفس : رهبران بزرگ از قدرت خود در جنبش سوء استفاده نمی کنند.
رهبری، فرآیند تاثیرگذاری ، ایجاد انگیزه و قادر ساختن افراد و گروه ها برای رسیدن به هدف می باشد. رهبران بر روشی که افراد در مورد ایده آلها ، امکانات و ضروریات ذکر می کنند تاثیر می گذارد . نقش رهبر جنبش بی خشونت دو جنبه است :
تصمیم گیری هایی که جنبش را شکل می دهد و ایفای نقش به عنوان نقطه اتکا و منبع انگیزه، شجاعت و شفاف کردن هدف.هیچ مدل جهانی برای رهبری موفق در انقلاب های مخملی وجود ندارد!معمولا قدرت های بزرگی که انقلاب های مخملی را مدیریت می کنند از افرادی که خصوصیات ذکر شده در بالا را داشته باشند حمایت نمی کنند چون امکان این که بعد از موفقیت جنبش، از دخالت های آنها در امور داخلی آن کشورها به اتکا مردم جلوگیری شود زیاد است.اصولا هدف از به راه انداختن انقلاب مخملی براندازی حکومت هایی با رهبران غیر وابسته و مستقل است که امکان دست اندازی کشورهای قدرتمند و استعمار گر به منابع کشورشان را محدود یا قطع کرده اند.
قطعا فرمایشات رهبر معظم انقلاب، امروز می تواند کارگشای مشکلات بسیاری از ملت های انقلابی منطقه باشد که با مسائلی مشابه مشکلات ملت ایران با مستکبرین تمامیت خواه و ضد مردم مواجه هستند:
"در هر نقطه از جهان چنان چه مردم با هدف و شعار مشخص و ایمان و عمل متناسب، به عرصه بیایند هیچ عاملی قادر به مقاومت نیست و این یک نسخه کلی برای تمام ملتهاست، که امام خمینی (ره) به آن عمل کرد و ملت ایران هم با اعتماد به امام راحل عظیم الشان، آن را به صورت عملی اثبات کرد.
آن معجزهگری که همه مردم را بسیج کرده، به صحنه می آورد و با وجود همه سختی ها آنان را در صحنه نگه میدارد، ایمان قلبی و دینی است چرا که بر اساس ایمان دینی، شما در هر شرایطی پیروز خواهید بود و شکست معنایی ندارد."